تکنیک GT (بخش ۲)
تصمیم گرفتم قبل از نوشتن "در تسخیر افکار کوچک" بخش چهارم، بیام و بخش دوم از تکنیک زمان طلایی Golden Time که من به اختصار اسمش رو GT گذاشتم، رو بنویسم. در بخش های قبلی توضیحاتی در مورد این تکنیک موثر دادم و اگر بخام چکیده دو تا پست قبلی رو بگم اینه که تکنیک GT در واقع راهکاری هست برای شکستن مقاومت ذهنی، در زمانی که باید کاری رو انجام بدیم و مغز برای اینکه در دایره راحتی بمونه به طور شدید مقاومت میکنه، همچنین در بخش ۱ از تکنیک GT توضیح دادم که چجوری این تکنیک میتونه در واقع زیر شاخه هایی داشته باشه که به ما در انجام کارها و رسیدن به موفقیت بیشتر کمک کنه که در واقع همون شروع انجام کار تنها برای ۱ تا ۵ دقیقه هست. حالا که کلیاتی از تکنیک GT درون ذهنتون مرور شد میریم سراغ مطلب جدیدی از تکنیک GT که فراتر از کاربرد این راهکار برای انجام کارهاست و در واقع این مطلب به ما میگه که این تکنیک میتونه توی روابط اجتماعی ما با افراد هم به طور موثر به کار بیاد. همه ما گاهی اوقات احساسی این گونه رو تجربه کردیم که، میخایم برای اولین بار با فرد مشخصی ارتباط برقرار کنیم ولی مقاومت ذهنی دست به کار شده و ما رو از برقراری ارتباط با فرد مورد نظر منصرف میکنه. و یا میخایم وارد جمعی از افراد بشیم و دچار مقاومت ذهنی میشیم که اونم میتونه علاوه بر عدم تمایل مغز برای خروج از دایره راحتی به کمرویی، خجالتی بودن و پایین بودن اعتماد به نفس هم مرتبط باشه. از فردی زیاد خوشمون نمیاد ولی به هر دلیلی مجبوریم باهاش ارتباط برقرار کنیم. یا میخایم برای جمعی سخنرانی کنیم یا در یک جلسه مهم صحبت کنیم. همه اینها با مقاومت ذهنی روبرو میشه و متعاقب اون استرس و هیجان منفی. حالا جالب اینجاست که تکنیک GT در این موارد هم کاملا کارساز میشه و با القای اینکه بهترین و طلایی ترین زمان همین حالاست، مغز رو مجبور میکنه دست از مقاومت برداره و شما اینجا هم با استفاده از راهکار ۱ تا ۵ دقیقه براحتی با افراد ارتباط برقرار کنید و یا در یک جلسه جمعی براحتی صحبت کنید و یا حتی برای جمع زیادی از افراد سخنرانی کنید. خب فکر میکنم برای این پست تا اینجا کافی باشه و ادامه این مطلب رو به زودی در قالب پست جداگانه ای با عنوان تکنیک GT (بخش ۳) مینویسم...