پیشنهاد بی شرمانه
امروز حدود ۴:۱۵ از خواب بیدار شدم و مثل همیشه از خدای مهربونم بی نهایت سپاسگزارم. این هفته از شروعش، تقریبا میشه گفت پرماجرا و یکم با چالش همراه بود. مثل یکشنبه شب که گوشی من زنگ خورد و پیشنهاد بی شرمانه ای از یک شرکت خصوصی بابت دریافت سهم یا پورسانت در ازای چشم پوشی از یک موضوع در رابطه با شرکت خودمون دریافت کردم و منم بدون اینکه حتی در موردش فکر کنم دست رد به سینه اون آقا زدم. موضوع بعدی هم چالشی بود که روز همون یکشنبه با یکی از همکاران واقعا غیرنرمال پیدا کردم و دیروز در غالب یک نامه به مدیریت واحد حلش کردم. فردا امید به خدا به همراه مهلا و شینا عازم سفر به شهرستان نور استان مازندران هستیم برای خوشگذرونی...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 5:27 توسط امیر
|