بووووق
امروز صبح مرخصی ساعتی گرفتم و بالاخره رفتم بانک و کارت اعتباری عابر بانکم رو گرفتم. تو مسیر رفتن به شرکت وقتی دیدم هنوز دو سه ساعتی وقت دارم به سرم زد ماشین رو بزارم تعمیرگاه تا مشکل کار نکردن بوقش و روشن شدن علامت ایربگ هم درست بشه. حدود ۱ ساعت و نیم زمان برد تا استاد تعمیرکار برق ماشین به اتفاق شاگردش مشکل رو حل کردن و ایراد هم مربوط به قطع شدن کابل فلت داخل فرمون ماشین بود. ماشین رو تحویل گرفتم و به سمت شرکت راه افتادم و از اون جایی که امروز شدید هوا گرم بود به سرم زد دور میدون نگه دارم ی نوشابه تگری نوش جان کنم. ایستادن کنار سوپرمارکت همانا و یکسره شدن بوق ماشین همانا اونم دور یک میدون شلوغ و نگاههای تعجب آمیز ملت. بدجوری دستپاچه شده بودم حدس زدم با چپ و راست کردن فرمون مشکل حل بشه که البته حدسم درست بود. سریع محل رو ترک کردم و رفتم اونور میدون اول جاده دوباره جلوی ی سوپر مارکت دیگه وایسادم. نوشابه رو خریدم و خوردنش توی اون هوای گرم خیلی چسبید. افتادم توی جاده به سمت شرکت و متاسفانه این مشکل یک سره شدن بوق چندین بار توی مسیر ۳۰ کیلومتری جاده منتهی به شرکت اتفاق افتاد و بدترین نقطه پلیس راه توی مسیر بود که دیدم سرباز و افسر راهنمایی و رانندگی با تعجب داشتن من و ماشینم رو نگاه میکردن مجبور شدم جلوی پلیس راه بکشم کنار و اول کاپوت رو دادم بالا تا سیم بوق رو قطع کنم ولی نشد چون سیم چین یا ابزاری که بشه اینکارو باهاش کرد نداشتم. دوبار چند بار فرمون رو به چپ و راست چرخوندم تا بالاخره صدای بوق قطع شد. البته تا رسیدن به شرکت این مکافات چند بار دیگه تکرار شد...