شستشوی ذهن و روح
این مسافرت آخری مازندران و شهرستان نور برام خیلی عجیب بود. از این جهت که دستاورد واقعا بزرگی برام داشت. توی این چهار روز انگار حال و هوای جنگل و دریا و به خصوص اون نسیم که از دریا سمت آدم میاد و من عاشق بوی شن و ماسه مخلوط باهاش هستم، به روح و ذهن و حتی خون جاری تو رگهام نفوذ کرد و یک شستشوی اساسی داد. انرژی خیلی خیلی زیادی هم بهم داد که هنوزم که هنوزه حتی کمتر هم نشده چه برسه به اینکه تموم بشه. نتیجه بزرگش هم حذف همیشگی اون شبکه اجتماعی و بازی همراهش بود که منو از اسارتش نجات داد. دقیقا مثل مواد زندگی منو داشت کنترل می کرد. خوب میدونم که خدای مهربون اینجوری منو کمک کرد و نجاتم داد. حس آزادی خیلی خیلی خوشایندی دارم و بخش بزرگی از ترسام برای همیشه از بین رفتند. از نیروی برترم تشکر می کنم و شکرش میکنم. روز به روز تمرکزم روی اهدافم داره بیشتر میشه. با امروز میشه دور روز که بهبودی از اعتیاد به شبکه اجتماعی و بازی همراهش رو تجربه می کنم، خداروشکر دیروز و امروز حتی ذره ای وسوسه هم نداشتم.